رفتی و آدمکا رو جا گذاشتی...

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی...

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی...

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی...

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی...


خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه


دیگه کابوس زمستون نمی بینی ؛ توی خواب گلهای حسرت نمی چینی

دیگه خورشید چهرت رو نمی سوزونه ... جای سیلی های باد روش نمی مونه

دیگه بیدار نمی شی با نگرونی یا با تردید که بری یا که بمونی

رفتی و آدمکها رو جا گذاشتی... قانون جنگل و زیر پا گذاشتی

اینجا قهرن سینه ها با مهربونی ؛ تو تو جنگل نمی تونستی بمونی


خوابیدی بدون لالایی و قصه

بگیر آسوده بخواب بی درد و غصه


دلــــــتو بردی با خود یه جای دیگه

اونجا که خـــــــدا برات لالایی می گه


می دونم می بینمت یروز دوباره .... توی دنیایی که آدمک نداره ....


دلـــــــــــتو بردی با خود یه جای دیــگه...

اونجا که خــــــــــــــدا برات لالایی می گه...

اونجا که خــــــــــــــدا برات لالایی می گه...

اونجا که خــــــــــــــدا برات لالایی می گه...

اونجا که خــــــــــــــدا برات لالایی می گه...

اونجا که خــــــــــــــدا برات لالایی می گه..

باورم نمیشه!

/ 1 نظر / 8 بازدید
هستی

سلامممممممممممممممممممممممممممم.چه طوري؟؟؟D: من اومدمممممممممممممم با وبلاگ جديدددددددد... اين آدرسو و عنوان وبلاگو به جاي قبلي قرار بدين ... منتظرممممممممممممم.... به اسم عنوان وب لينکم کنين