نمی دونم شاید اگه...

نمی دونم شاید اگه یه نابغه بودم هیچ وقت این فدر احساس خلا نمی کردم...

نمی دونم شاید اگه  می تونستم یه روزی منم مثل بقیه و دوستام احساس خوشحالی کنم  اینقدر اشکامو واسه این دنیایه لعنتی حروم نمی کردم...

توی این دنیایه ظالم همه همدیگرو له می کنن تا بتونن خودشون اون دنیایی که فقط  یه رویاست رو ببینن ...

اگه تو این دنیا نکشی می کشنت اگه نخوری می خورنت اگه حرف بزنی حرف بارونت می کنن اوه خدای من...

نمی دونم خدایی که هممون این همه بهش احترام می ذاریم  و دوسش داریم چرا دنیا رو این طوری آفریده؟...

وظیفه ی من نیست که تو کاراش دخالت کنم یا بگم چرا اما...

من...

یه آدمم یا شایدم فقط یه نوجون...

آرزوهای زیادی دارم ...

رویاهای قشنگی دارم...

اما چه طوری عملیشون کنم؟...

این دنیا برام کسل کننده شده ...

دوس دارم یه موفقیت کوچیک بدست بیارم اما ...

چه طوری وقتی که اگه یه قدم بذاری جلو دیگه اثری از صداقت نمی بینی ...

حالا دو راه داری یا عقب بکش یا بجنگ با زور برو جلو

ببینم شما کدو م راه و انتخاب می کنید؟؟؟؟!!!!! 

/ 2 نظر / 4 بازدید
shaghayegh

من که عقب نمی کشم[لبخند]

محمد

اینقدر غمگین نباش عزیزم، تو خدای دنیای خودتی. آدم با صداقت هم پیدا می شه، اما مشکل اینجاست که ممکنه صداقتش مارو برنجونه و نفهمیم همونیه که دنبالش بودیم و از دستش بدیم . کافیه یه نفر، فقط یه نفر روداشته باشی که همدلو همزبونت باشه.اونوقته که دنیا رو تسخیر می کنی به روز کردن این وبلاگ یه موفقیت بزرگه.