<3

خـــدایـا
تمام خنده های تلخ امروزم را میدهم
یکی از آن گریه های شیرین کودکــیـم را پـس بـده !!!

یکی دیگر از آن روزهای زیبا که هنوز قلبمان ستونی داشت...

نفس مان گرمایی... و دلمان پشتوانه ای به نام پدر...

اندکی از زندگی ام گذشته بود که گذاشتی و رفتی ....

حال بدون تو چطور در این دنیای پر کینه زندگی کنم؟!

کاشکی که باری دیگر مهمان خوابم باشی....

یادت تا ابد در خاطرم زنده خواهد ماند

به امید دیدار.......

/ 5 نظر / 27 بازدید
ملیکا

سلام سپیده ی عزیزم: اول از همه مرگ پدر عزیزت رو بهت تسلیت میگم. امیدوارم که سایه ی مادرت هزاران سال بالای سرت باشه. آره از دست دادن یکی از اعضای خانواده واقعا سخته.به خصوص این که عزیز ترین کست باشه....همه زندگیت باشه. اون وقته که احساس میکنی زندگیت نابود شده.احساس میکنی که روح تو هم با عزیزت دفن شده و رفته زیر خاک. منم همین احساس رو دارم.درسته که یک ساله که مادربزرگم پیشم نیست اما هنوزم غم و غصم تازه است.هنوزم....[گریه]

ملیکا

مرسی گلم. ایشالا سایه ی مادرت بالای سر تو و سایر اعضای خانوادتون باشه عزیزم.[قلب]

احسان

سلام شما هم لینک شدید! فقط اگه اشکالی نداره منو به اسم Informative blog لینک کنید! ممنون

زارعی

سلام-متن فوق العاده زیبایی نوشتین.متشکرم

melika

are......albate khoda ro shokr raf' shod.vali hamin mo'alememun sare emtahan moraghebemun bud hey be man cheshm ghore moraft mannam hamin juri aragh mirikhtam[نیشخند] vali akhar sar esmashun ro nadadam.....vaghan delam nemiad chon hamashuno kheili dust daram....[چشمک]